شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
75
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
بسيط است در ذهن و در وهم . و اين بسيط بودن روحانيست و بسايط جرمىاند يعنى مركباند از بسيط اول وهمى و ذهنى . و اينكه پيش ما بسيط شده است به جهت آنست كه ما « 21 » نمىيابيم چيزى را از مبادى لطيفه كه دريافته مىشود در اين عالم لطيفتر ازين . پس اگر اراده كنى كه بدانى خاصيت بسيط را پس تو هم كن نور را نه نار ، و روشن را « 22 » نه روشنى را . و اگر نفس بسيط نباشد روشن نمىباشد ، از براى آنكه متصل بود بعضى به بعضى ، زيرا كه از اين جواهر پنجگانه « 23 » كه عقل و نفس و هيولى « 24 » و صورت و جسم است ، سه ازينها پاكاند از لباس و پوست ، و دوى باقى با پرده و پوست است . پس آن سه روحانى بسيط و مختلف است بعضى به بعضى « 25 » و هر يك محيط است به آنچه نزديك اوست . [ 24 - الف ] اما آن دو جوهر ديگر كه صورت و جسماند كه كرانهاند آن فلك روحانى را . پس ازين جهت اين جواهر بسيط گشتهاند زيرا كه نور مطلق احاطه كرده و در برگرفته اينها را ، و هر يك ازينها نيز در برگرفته آنچه را كه متصل به اوست همچو احاطهء فلك به فلك . و نور هر يك متصل است به نور آنچه متصل است به او ، همچنين نورهاى ايشان به هم متصلاند ، چنانچه نور اول به دويم متصل است پيش از اتصال او به سيم ، همچنين دويم به سيوم پيش از اتصال او به چهارم ، و اتصال ميان ايشان منقطع نيست به جهت آنكه فلك نفس احاطه كرده و در برگرفته فلك طبيعت را « 26 » ، و طبيعت احاطه كرده هيولى را ؛ و عقل مدد مىرساند نفس را به نور الهى اولى . پس مىرساند و مىريزد آن نور را بر طبيعت .
--> ( 21 ) - د : شده است كه ما . ( 22 ) - د : توهم كن نور را نه تار را نه روشنى را نه روشن را . ( 23 ) - د : زيرا كه جواهر . ( 24 ) - اساس ، س و ت : نفس و صور هيولى . ( 25 ) - نسخهها : بسيط مخلوط است بعضى و هر يك . ( 26 ) - د : فلك طبع را .